Header
نمونه پروپوزال پرسشنامه تماس با ما درباره ما صفحه اصلی
       
نمونه پروپوزال مدیریت ، پایان نامه ، دانلود پروپوزال ، فرم پروپوزال دانشگاه های مختلف ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، پایان نامه ، پروپوزال مدیریت ، پایان نامه های مدیریت ، مدیریت دولتی ، مدیریت بازاریابی ، مدیریت فناوری اطلاعات ، مدیریت IT ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، پروپوزال مدیریت ، پایان نامه مدیریت

پایان نامه های کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی

ادبيات کارآفريني
فرايندي كه بتوان با استفاده از خلاقيت، عنصر جديدي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و به كارگيري ديگر عوامل، به وجود آورد، كارآفريني گويند. كارآفريني فقط فردي نيست، سازماني هم مي‌تواند باشد. به عقيده «آرتوركول» كارآفريني عبارت است از فعاليت هدفمند كه شامل يك سري تصميمات منسجم فرد يا گروهي از افراد براي ايجاد، توسعه يا حفظ واحد اقتصادي است. از ديگر سو «روبرت نشتات» فرهنگ كارآفريني را قبول مخاطره، تعقيب فرصتها، ارضاي نيازها از طريق نوآوري و تأسيس يك كسب ‌و ‌كار مي‌داند. (دارياني، 1380) جامعه شناسان و روانشناسان، ابعاد فرهنگي و اجتماعي تأثيرات محيط بر فرد و ويژگيهاي شخصيتي آن را بررسي کرده اند. بي­شک در توسعه فرهنگ کارآفريني نيز عوامل متعددي دخيل هستند که ضروري است، درجه تاثيرگذاري هر يک از آنان مشخص شود.
 

نظريه  فرهنگ کارآفريني پارسنز
پارسنز، جامعه شناس شهير آمريکايي که نظريه‌هاي خود را در چهار نظام زيستي، فرهنگي، نظام اجتماعي و ديني بيان كرده است، توسعه فرهنگ خلاقيت و ابتکار را محصول نظام اجتماعي و تحت تاثير نهاد خانواده و مدرسه مي داند که در پرتو آن، انگيزه کنشگران براي به عهده گرفتن نقشهاي توليدي بالا مي رود. در همين خصوص بايد به شيوه جامعه پذيري، ميزان رشد و انسجام شخصيت، استقلال فردي، طرز تلقي از کار در جامعه، سخت کوشي، پشتکار و وقت شناسي اشاره كرد.
 
نظريه  فرهنگ کارآفريني ماکس وبر
ماکس وبر جامعه شناس بزرگ آلماني در تشريح تبيين چگونگي شکل گيري تمدن نوين صنعتي و سرمايه داري در مغرب زمين به مفهومي اشاره مي کند که اين مفهوم به زبان امروزي، همان فرهنگ کارآفريني است. وبر توسعه فرهنگ كارآفريني را متأثر از چهار عامل تشويق به كار براي سعادت، خطرپذيري براي تغيير سرنوشت، برنامه‌ريزي براي آينده و صرفه جويي مي‌داند.
 
نظريه  فرهنگ کارآفريني مك‌كله‌لند
مک کله لند، روانشناس اجتماعي معاصر، نظريه نياز به موفقيت را براي اولين بار در مباحث اجتماعي مطرح كرد. وي معتقد بود جوامعي که داراي نياز به موفقيت پايين هستند، نرخ سرمايه گذاري، خطر پذيري در آنها پايين است و به تبع آن توسعه نيافته هستند و در جوامعي که نياز به موفقيت بالا است، نرخ سرمايه گذاري و خطر پذيري نيز بالاست. در اين جوامع، افرادي پيدا مي شوند که کسب و کار جديدي راه اندازي مي کنند، شرکت يا واحد اقتصادي را سازماندهي مي كنند و ظرفيت توليدي و بهره وري آن را افزايش و بهبود مي بخشند. مک کله لند چنين افرادي را کارآفرين مي نامد و عواملي نظير شيوه جامعه پذيري، شيوه هاي تربيتي والدين، طبقه اجتماعي والدين، ايدئولوژي حاکم، مذهب و تحرک اجتماعي را عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفريني مي داند. توجه خاص او به فرهنگ در امر کارآفريني است و مناسبترين نوع جامعه پذيري را تقويت استقلال فردي و ايجاد اعتماد به نفس مي داند که موجب کارآفريني مي شود.
 

كارآفريني بعنوان يكي ازاستراتژي هاي اثربخش درمحيط عصرحاضر، الگويي كارآمد جهت حصول به اهداف توسعه اقتصادي- اجتماعي قلمداد مي گردد. امروزه از آن بعنوان موتور محركه توسعه و نیز عامل ايجاد مزيت رقابتي درجهت رشد وبقاي جوامع نام برده مي شود به گونه اي كه آن بعنوان يكي ازشاخص هاي مهم حتي دربين ممالك پيشرفته و توسعه يافته موردنظر وامعان انديشمندان واقع گرديد و همه ي اين مزايا و دستاوردهاي درخشان متكي به وجود ويژگي هاي متعالي درانسان هاي توانمند، متعهد، خودباور و مسئوليت پذير بنام كارآفرين كه واجد مختصات گرانسنگي همچون: پيشگامي،نوآوري وخلاقيت،آينده نگري،تعهد،اعتمادبه نفس بالا،استقلال طلبي وتعالي جويي مي باشند.

تحول و دگرگوني كه در مقوله ي كارآفريني روي داده، رخداد و راندمان رویکردهای مالی تمامي جهان را متأثر كرده است؛ مفهوم کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرارگرفته است و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تا کنون بنحوی کارآفرینی را در نظریه های خود تشریح نموده اند. پیتر دراکر معتقد است که کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می نماید کارآفرین ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را دچار تحول می نماید؛ به گونه اي كه دنياي كار و تجارت براي هميشه متاثر از اين مقوله خواهد بود. براي مثال، مي توان به شروع قدرتمندانه ي فعاليت هاي كارآفريني در كشور آمريكا طي ده سال گذشته اشاره كرد. به گونه ای که کارآفرینی در قالب كسب وكارهاي كوچك، يعني آن هايي كه داراي كمتر از پانصد نفر شاغل هستند، 53 درصد از نيروي كار خصوصي را استخدام كرده و هم چنين 47 درصد از ميزان فروش و 51 درصد از توليد ناخالص داخلي مربوط به بخش خصوصي را به خود اختصاص مي دهند. 16 درصد از تمامي واحدهاي تجاري كه اكنون در آمريكا مشغول به فعاليت هستند، ظرف يك سال گذشته به ثبت رسيده اند و واحدهاي تجاري كوچكتر هم حدود 67 درصد از اختراعات و اكتشافات جديد را به نام خود ثبت كرده اند (Reynolds, Hay & Camp, 1999).
   كارآفريني را مي توان يك فرآيند پويا ناميد؛ كه شامل آرمان، تحول، دگرگوني و خلاقيت مي شود. اين فرآيند به كاربرد و استفاده ي نيرو و انگيزه ي افراد در جهت خلق و اجراي ايده هاي نو و هم چنين راه حل هاي كاربردي احتياج دارد . اجزاي اصلي اين فرآيند شامل موارد زير است:
1.    ميل به خطرپذيري حساب شده براساس زمان
2.    ارزش خالص يا فرصت شغلي
3.    توانايي تشكيل يك تيم در ارتباط با انجام يك كار پرخطر
4.    داشتن مهارت خلاق در نظم بخشيدن به منابع مورد نياز
5.    داشتن مهارت اساسي در پي ريزي و طراحي يك طرح منسجم و پايدار شغلي
6.    داشتن چشم اندازي براي يافتن فرصت هايي كه ديگران نمي توانند در يك موقعيت به هم ريخته و پرآشوب دريابند .

گرچه از ديرباز و در گذشته هاي بسيار دور وجود كارآفرينان بعنوان "عاملان تغيير" براي جوامع انساني تحول آفرين و محسوس بود اما امروزه به لحاظ تعداد بيشماري از الزامات و ايجاد شرايط منحصر بفرد و ويژه اي توجه به اين مقوله از اهميت دو چنداني بالاخص درتسهيل فرايندتوسعه‌ي اقتصادي و اجتماعي برخوردار گرديده است به گونه اي كه ميتوان ازآن بعنوان يك رويكرد استراتژيك و مزيت آفرين وعامل چابكي درنظام هاي اقتصادي و اجتماعي سال هاي آغازين هزاره ي جديد نام برد.


- كارآفريني؛ فرهنگ مشاركت
در شركتهاي كوچك، كارآفريني، ساختار سازماني ساده‌تري دارد و سلسله مراتب، بسيار مختصر و مفيد است. درحالي‌ كه در ساختارهاي منسجم و گسترده سازمانهاي سنتي، سلسله مراتب گسترده‌اي حكمفرماست. در اين سازمانها، فرهنگ تضمين امنيت شغلي، در مقابل ”اطاعت“ شكل مي‌گيرد. اما در كارآفرينها بيشتر ساختار شبكه‌اي وجود دارد و به ‌جاي فرايندهاي عمودي، فرايندهاي افقي در آنها جاري است. با كم‌شدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بيشتر بر مبناي مشاركت و درك متقابل شكل مي‌گيرد.
 
- كارآفريني؛ فرهنگ خلاقيت
كارآفرينان، افراد خلاقي هستند كه ايده‌هاي نو توليد مي كنند و آن را در قالب يك شركت به سرانجام مي‌رسانند. به علاوه در شركتهاي كارآفرين، كاركنان مي‌توانند به دنبال ناشناخته‌ها بروند و روشهاي جديد را به محك تجربه بگذارند. در اين شركتها افراد با خلاقيت و ابتكار عمل، تشويق مي‌شوند. بها دادان به خلاقيت نه‌ تنها در درازمدت باعث رشد و توسعه شركتها مي‌شود،‌ بلكه زمينه مناسبي را براي رشد و شكوفايي استعدادها و ظرفيتهاي انساني فراهم مي‌كند.
 
- كارآفريني؛ فرهنگ استقلال‌طلبي و قبول مسئوليت
كارآفرينان، افرادي هستند كه روحيه استقلال‌طلبي (روي پاي خود ايستادن) را دارند و حاضرند مسئوليت كار و اشتغال خود (و حتي ديگران) را برعهده گيرند. اين افراد معتقدند بايد برپايه تواناييها، شايستگيها و فكرهاي خود، امرار معاش كنند و اساساً روحيه ”كارمندي“ ندارند. در ساختار سازمانهاي گسترده و سنتي ”امنيت شغلي“ بهايي بود كه در مقابل ”اطاعت“  به كاركنان پرداخت مي‌شد. اما در شركتهاي كوچكِ كارآفرين، نه ”امنيت شغلي“ به معناي فراگير آن وجود دارد و نه ”اطاعت“. در چنين شركتي كاركنان، خودگردان، خطرپذير و مسئوليت‌پذيرند و همه خود را در برابر منافع خود و شركت و جلب رضايت مشتري، مسئول و پاسخگو مي‌دانند.
 
- كارآفريني؛ فرهنگ مخاطره‌پذيري
كارآفرينان، بايد مخاطره‌پذير باشند، يعني بتوانند نسبت به موقعيت، شرايط، امكانات و در يك كلام آينده خود خطركرده و براي كسب ”موفقيتي محتمل“ مبارزه كنند. بايد دولت يا ديگر حاميان مستقل، حاضر به پذيرش مخاطره مورد نياز كارآ‏فرين باشند و ”سرمايه مخاطره‌پذير“ برايش فراهم و او را در مراحل مختلف كارآفريني همراهي كنند. افرادي كه داراي روحيه محافظه‌كاري و يا كارمندي هستند، اســاساً كارآفرينان موفقي نخواهند بود. توسعه كارآفريني با ايجاد فرصتهاي برابر براي بروز استعدادهاي نهفته افراد، مي تواند درنهايت به توسعه عدالت اجتماعي در كشور منتهي شود.

معرفی گرایش مدیریت کارآفرینی

مدیریت کارآفرینی عبارت است از مجموعه ای از نظریه ها، فنون و روشهای هدایت اثربخش فعالیتهای کارآفرینی. هدف از اجرای دوره کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی تأمین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز مدیریت فعالیتهای کارآفرینی در بخش خصوصی دولت و بخش عمومی می باشد.

شرکت کنندگان در این دوره بهتر است دارای تجربه کار عملی در یکی از بخشهای خصوصی، عمومی و دولتی باشند. دانش آموختگان رشته کارآفرینی بعنوان مدرس، مدیران موسسات، پژوهشگران و متخصصین مدیریت کارآفرینی با دانش و مهارت و نگرش کارآفرینی وارد عرصه های اقتصادی – اجتماعی کشور شده و به تسریع روند توسعه پایدار ملی کمک نمایند.


منابع


-1 احمدپور دارياني، محمود، 1377، طراحي و تبيين الگوي پرورش مديران كارآفرين صنعت، رساله دكترا دانشگاه تربيت مدرس، 1377.
-2 احمدپور دارياني، محمود،1380، كارآفريني؛ تعاريف، نظريات، الگوها، انتشارات پرديس.
-3 پاپزن، عبدالحميد، توسعه سخت افزار، پول و امكانات و يا مغزافزار كارآفريني؛ مجموعه مقالات همايش توسعه، 1380.
4- سيدحسيني، محمد، 1381، شناسايي عوامل و شاخصهاي اولويت دار جهت دستيابي به سازمانهاي كارآفرين در كشور، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه علم و صنعت ايران.

-5Brockhaus، R. and Horwitz، P. (2000). The Psychology of the Entrepreneur، In D. Sexton & R. Smilor. The Art and Science of Entrepreneurship Cambridge، Mass: Ballinger.
6-Cornwall Jeffrey & Perlman Baron، (2000) organizational entrepreneurship، Richard Irwin.
7-Haug H.M & Pardy w. (1999) "community entrepreneurship in north eastland" ، international journal of entrepreneurial behavior & research، vol 5، N.4.
8-Prokopenko Joseph & Pavlin Igor، (1999). Entrepreneurship development in pullice enterprises، international labour organization.
9-Thompson john & Geoff ALVY، (2000) "The worls of the entrepreneur" vol. 38، No.5.
10-Williams Care Elwood & Tse Eliza، (1999). "the relationship between strategy and entrepreneurship"، international journal of contemporary hospitality management، vol.7، N.1.

 
*سيداكبر غلاميان: كارشناس ارشد مهندسي صنايع گرايش سيستم‌هاي اقتصادي اجتماعي از دانشگاه علم و صنعت
**رضا ويسي: كارشناس ارشد مطالعات توسعه و دستيار علمي دانشگاه جامع پيام نور مازندران
***حسين نازكتبار: كارشناس ارشد جامعه شناسي و دستيار علمي دانشگاه جامع پيام نور مازندران


کتابخانه
تهیه پرسشنامه
گرایش های مدیریت
مطالب آموزشی
موضوع پایان نامه
مدل های تحقیق
پیشخوان سایت
عضویت
همکاری
کاربران آنلاین
3 تعداد کاربران عضو/مهمان:
0 تعداد کاربران عضو: