فرایند تحلیل پایان نامه دکتری مدیریت

مدل فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) پایان نامه دکتری مدیریت
پرفسور ساعتی در سال ۲۰۱۵به دنبال محدودیتهایی که فرایند تحلیل سلسله مراتبی و عدم توانایی این رویکرد در لحاظ کردن وابستگی ها بین معیارها و عوامل، رویکرد دیگری را توسعه داد که به رویکرد فرایند تحلیل شبکه ای معروف گردیده است. این فرایند به این منظور توسعه یافته است که بدون در نظر گرفتن فرضیاتی درباره رابطه سلسله مراتبی یک طرفه بین سطوح تصمیم گیری، شرایط واقع تری را برای تصمیم گیری فراهم می آورد. برای جایگزینی شکل خطی از بالا به پایین و اکیدا سلسله مراتبی، مدل فرایند شبکه ای ساختار شبکه ای انعطاف پذیرتری را در اختیار می گذارد. اهمیت نسبی یا توان اثر گذاری عنصر توسط مقیاس فاصله دو قطبی، مشابه فرایند تحلیل سلسله مراتبی اندازه گیری می شود (ساعتی و ورگاس، ۲۰۱۴).
در پژوهش های داخلی در حوزه بازاریابی مطالعات کمی از فرایند تحلیل شبکه ای مشاهده شد (نظیر: الفت و همکاران،۱۳۹۰). در رویکرد گسترش کارکرد کیفیت هم در مطالعات داخلی به جز موارد اندکی (نظیر ظریفیان، ۱۳۸۸؛ احمدی مقدم،۱۳۸۹) بیشتر از شیوه فرایند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. اخیرا به خاطر محدودیت های مدل سلسله مراتبی روند استفاده از این مدل در فرایند گسترش عملکرد کیفیت رو به افزایش است. مثالهايي از اين كاربرد را مي توان در مقالات افرادي چون كارزاك ( ۲۰۱۶) كاهرمن (۲۰۱۰) پرتوي(۲۰۱۴) ديد پژوهش ها ي تركيبي مدل توسعه كاركرد كيفيت و فرآيند تحليل شبكه اي به دو گروه طبقه بندي مي شوند.
نوع اول، براساس مدل شبكه اي ساعتي و تاكيزاوا  بنا شده است كه در مقايسه با مدل ها ي تحليل شبكه اي كه اخيرا توسعه داده شده اند بسيار ساده و ابتدايي هستند. آنها دو محدوديت را مورد توجه قرار مي دهند. اول دو خوشه را در نظر مي گيرند و ارتباطات و وابستگي هاي داخلي و خارجي با توجه به معيارهايي الزامات مشتري و فني و يا اطلاعات الگوبرداري از رقيب را ارزيابي مي كنند و توجهي به اطلاعات بازخورد كه مهمترين بخشي است كه مدل تحليل شبكه اي را از سلسله مراتبي متمايز مي كند، ندارند . به عبارتي مدلي محدود را توسعه مي دهند. دوم اينكه آنها براي محاسبه ماتريس ضرب شده را به جاي شيوه ابرماتريس حدي (ساعتي، ۲۰۱۳؛ ساعتي و ورگاس، ۲۰۱۲) به كار مي گيرند. روش به كار گرفته شده توسط آنها را نمي توان به راحتي عموميت داد.
نوع دوم مطالعات كه بر اساس نظر پرتوي (۲۰۱۴، ۲۰۱۲) توسعه داده شده است، چارچوبي را مورد توجه ، قرار مي دهد كه علاوه بر موارد فوق وابستگي ها سقف خانه كيفيت و ماتريس رابطه ها و يا به عبارتي مباحث كمي را نيز در نوع ديگري از پژوهش هاي غير قابل عموميت درنظر گرفته است. هر چند كه اين نوع شيوه به كارگيري هنوز محدوديت هايي از لحاظ منطقي دارد؛ بعلاوه، افزودن بخش بندي بازار در ورودي ابتدايي نيز دشواري هايي را به همراه دارد و از طرفي استفاده از مدل تحليل شبكه اي براي تمام اجزاي ماتريس خانه كيفيت با توجه به زياد شدن مقايسات زوجي و قضاوت هاي افراد نتايج قابل اعتمادي را ارايه ندهد.